تصمیم گیری درست چیست؟ آموزش مرحله به مرحله و نکات کلیدی برای انتخاب بهتر

به گزارش رژیم آسان، ما هر روز ده ها تصمیم می گیریم؛ از انتخاب یک خبر برای خواندن و خرید یک کالا گرفته تا انتخاب رشته، شغل، دوست، محل زندگی یا واکنش به یک موقعیت حساس. برخی انتخاب ها تنها چند ثانیه زمان می برند و بعضی دیگر می توانند مسیر سال های آتی زندگی را تغییر دهند.
به گزارش رژیم آسان به نقل از خبر آنلاین تصمیم گیری درست به معنای پیدا کردن پاسخی بطورکامل بی نقص نیست. در خیلی از موقعیت ها اطلاعات کامل در اختیار نداریم، آینده قابل پیشبینی نیست و احساسات نیز بر قضاوت ما اثر می گذارند.
پژوهش های روان شناسی نشان میدهد قضاوت انسان هم از فرایندهای سریع و شهودی تأثیر می گیرد و هم از فرایندهای آهسته تر و سنجیده تر. همین طور میانبرهای ذهنی و سوگیری های شناختی می توانند مسیر انتخاب ما را تغییر دهند.
بنابراین، سؤال اصلی این نیست که «چطور همیشه تصمیم درست بگیریم؟»؛ بلکه باید پرسید: چگونه احتمال گرفتن یک تصمیم خوب را بیشتر کنیم؟
تصمیم گیری درست یعنی چه؟
صمیم گیری درست فرایندی است که در آن فرد:
هدف خویش را مشخص می کند؛ اطلاعات مرتبط را جمع آوری و ارزیابی می کند؛ گزینه های قابل اجرا را می سنجد؛ پیامدها، ارزش ها و شرایط موجود را درنظر می گیرد؛ و بالاخره، گزینه مناسب تر را انتخاب می کند.
در تصمیم های واقعی به طور معمول پاسخ قطعی وجود ندارد. بنابراین، تصمیم خوب الزاماً تصمیمی نیست که در آینده حتما به بهترین نتیجه برسد؛ بلکه تصمیمی است که در زمان انتخاب، با اطلاعات قابل اتکا و بررسی منطقی گزینه های مهم گرفته شده باشد.
گام اول؛ مسئله را دقیق تعریف کنید
سیاری از تصمیم های ضعیف از تعریف ناصحیح مسئله شروع می شوند.
به جای این که بگوییم «نمی دانم چه کار کنم»، مسئله را به یک پرسش روشن تبدیل نماییم. بعنوان مثال، به جای جمله «از شغلم راضی نیستم»، می توان پرسید:
آیا باید شغل فعلی را حفظ کنم، برای تغییر موقعیت شغلی اقدام کنم یا مهارت جدیدی یاد بگیرم؟
تعریف دقیق مسئله، دامنه انتخاب ها را روشن می کند و مانع می شود انرژی خویش را صرف پاسخ دادن به یک پرسش مبهم نماییم.
گام دوم؛ هدف تصمیم را مشخص کنید
بل از مقایسه گزینه ها، باید بدانیم مقرر است با تصمیم خود به چه چیزی برسیم.
برای نمونه، اگر قصد خرید لپ تاپ دارید، هدف شما امکان دارد «پیدا کردن بهترین کارآیی برای نویسندگی و کارهای روزمره با بودجه مشخص» باشد، نه فقط خرید بهترین لپ تاپ موجود در بازار.
وقتی هدف روشن باشد، معیارهای مقایسه نیز دقیق تر می شوند.
گام سوم؛ اطلاعات جمع کنید، اما گرفتار اطلاعات اضافی نشوید
طلاعات برای تصمیم گیری ضروریست، اما زیادبودن اطلاعات لزوماً به معنای بهترشدن تصمیم نیست. مهم این است که اطلاعات:
در رابطه با مسئله باشند؛ از منابع معتبر به دست آمده باشند؛ قابل بررسی و مقایسه باشند؛ و دیدگاه های موافق و مخالف را دربر بگیرند.
در ارزیابی اطلاعات باید به منبع، شواهد، میزان اطمینان از ادعاها و نظرهای مخالف توجه کرد.
یک پرسش ساده می تواند در این مرحله کمک کننده باشد:
آیا این اطلاعات واقعا می تواند نتیجه تصمیم من را تغییر دهد یا فقط حجم اطلاعات را بیشتر می کند؟
گام چهارم؛ گزینه ها را روی کاغذ بیاورید
قتی فقط به یک گزینه فکر می نماییم، امکان دارد تصور نماییم همان گزینه تنها راه موجود است. لیست کردن گزینه ها، حتی گزینه های ناقص، دامنه انتخاب را گسترده تر می کند.
برای تصمیم های مهم می توان جدولی ساده ساخت و برای هر گزینه، موارد زیر را نوشت:
مزایا؛ معایب؛ هزینه ها؛ ریسک ها؛ نتایج احتمالی؛ و میزان هماهنگی با هدف اصلی.
البته نباید فقط تعداد مزایا و معایب را شمرد. اهمیت هر مورد نیز باید درنظر گرفته شود؛ برای اینکه یک عیب مهم امکان دارد از چند مزیت کوچک اثر بیشتری داشته باشد.
گام پنجم؛ نتایج کوتاه مدت و بلند مدت را جدا کنید
عضی انتخاب ها در کوتاه مدت جذاب اند، اما در بلند مدت هزینه ایجاد می کنند. در مقابل، برخی تصمیم ها در ابتدا دشوار به نظر می رسند، اما در آینده نتیجه بهتری دارند.
برای هر گزینه، دو پرسش زیر را مطرح کنید:
اگر این کار را انجام دهم، احتمالا در یک هفته یا یک ماه چه اتفاقی می افتد؟ اگر همین انتخاب را چند ماه یا چند سال ادامه دهم، چه پیامدهایی امکان دارد داشته باشد؟
این روش کمک می نماید جذابیت لحظه ای را با ارزش بلند مدت اشتباه نگیریم.
گام ششم؛ احساسات را نادیده نگیرید، اما تصمیم را به آنها نسپارید
احساسات دشمن تصمیم گیری نیستند. ترس، علاقه، خشم، هیجان و اضطراب می توانند اطلاعات مهمی در رابطه با نگرانی ها و اولویت های ما ارائه نمایند.
مشکل زمانی ایجاد می شود که یک هیجان شدید فرصت بررسی شواهد و پیامدها را از بین ببرد. در تصمیم هایی که با خشم، ترس یا هیجان زیادی همراه هستند، اگر مسئله فوری و حیاتی نیست، کمی فاصله زمانی می تواند مفید باشد.
پرسش هایی مانند این موارد نیز کمک کننده اند:
حال دقیقا از چه چیزی می ترسم؟ آیا این احساس برمبنای واقعیت است یا پیشبینی ذهنی؟ اگر آرام تر بودم، همین تصمیم را می گرفتم؟ گام هفتم؛ مراقب سوگیری های ذهنی باشید
ذهن انسان برای پردازش سریع اطلاعات از میانبرهای شناختی استفاده می نماید. این میانبرها همیشه منفی نیستند، اما در تعدادی شرایط می توانند قضاوت را منحرف کنند.
چند سوگیری مهم عبارت اند از:
سوگیری تأییدی
تمایل به جست وجوی اطلاعاتی که باور قبلی ما را تأیید می کند و نادیده گرفتن شواهد مخالف.
اثر در دسترس بودن
قضاوت در رابطه با احتمال یک اتفاق برمبنای این که نمونه های مشابه چقدر راحت به ذهن می آیند. بعنوان مثال، امکان دارد بعد از شنیدن چند خبر در رابطه با یک حادثه، امکان رخداد آنرا بیش از حد واقعی تصور نماییم.
اعتمادبه نفس بیش از اندازه
بیش برآوردکردن دقت قضاوت یا توانایی خود و کم اهمیت دانستن احتمال خطا.
اثر چارچوب بندی
تغییر ارزیابی یک گزینه برمبنای نحوه ارایه اطلاعات، حتی زمانیکه محتوای اصلی تغییر نکرده است.
شناخت این سوگیری ها به معنای حذف کامل آنها نیست؛ هدف این است که احتمال اثرگذاری آنها بر تصمیم کاهش پیدا کند.
گام هشتم؛ هم از انتخاب خود دفاع کنید و هم مقابل آن استدلال کنید
برای ممانعت از تصمیم گیری یک طرفه، دو نقش متفاوت را همزمان بازی کنید.
ابتدا بنویسید:
چرا این گزینه بهترین انتخاب است؟
سپس از خود بپرسید:
اگر این گزینه اشتباه باشد، چه چیزی امکان دارد از قلم افتاده باشد؟
این روش کمک می نماید فقط به دنبال شواهد تأییدکننده نباشیم و اطلاعات مخالف را نیز جدی بگیریم.
گام نهم؛ تصمیم های بازگشت پذیر را بیش از اندازه بزرگ نکنید
همه تصمیم ها ارزش و ریسک یکسانی ندارند. برخی انتخاب ها بازگشت پذیرند؛ مانند امتحان کردن یک کلاس، تغییر برنامه روزانه یا خرید محصولی که امکان مرجوع کردن آن وجود دارد.
برخی دیگر، مانند انتخاب رشته تحصیلی یا پذیرفتن یک تعهد بلندمدت، هزینه تغییر بیشتری دارند.
هرچه تصمیم بازگشت پذیرتر و کم هزینه تر باشد، می توان سریع تر عمل کرد و بعد برمبنای تجربه آنرا اصلاح کرد. در مقابل، تصمیم های پرهزینه و دشوار برای بازگشت به بررسی بیشتری نیاز دارند.
گام دهم؛ برای تصمیم گیری مهلت تعیین کنید
دو خطای رایج در تصمیم گیری عبارت اند از: تصمیم عجولانه و تعلل بی انتها.
برای تصمیم های مهم، یک مهلت مشخص تعیین کنید. برای مثال:
تا سه روز آینده اطلاعات لازم را جمع آوری می کنم و سپس تصمیم می گیرم.
تعیین مهلت موجب می شود مرحله بررسی از مرحله انتخاب جدا شود و ذهن در چرخه بی انتها مقایسه باقی نماند.
پنج نکته کلیدی برای تصمیم گیری بهتر
۱. مسئله را دقیق تعریف کنید، نه این که فقط در رابطه با احساس خود نسبت به آن صحبت کنید.
۲. میان واقعیت و برداشت شخصی تفاوت بگذارید و بپرسید کدام بخش اطلاعات قابل بررسی است.
۳. دست کم یک گزینه مخالف انتخاب مورد علاقه خود پیدا کنید و آنرا جدی بررسی کنید.
۴. نتایج کوتاه مدت و بلند مدت را جداگانه بنویسید.
۵. بعد از تصمیم، نتیجه را ارزیابی کنید؛ نه فقط برای سرزنش خود، بلکه برای یادگیری و تصمیم های بهتر در آینده.
یک مثال کاربردی؛ از سردرگمی تا انتخاب
فرض کنید فردی یک پیشنهاد شغلی جدید دریافت کرده است. حقوق شغل جدید بیشتر است، اما مسیر رفت وآمد طولانی تر و محیط کار برای او ناشناخته است.
او می تواند این مراحل را طی کند:
تعریف مسئله: آیا افزایش درآمد، ارزش تغییر محیط کار و افزایش زمان رفت وآمد را دارد؟ تعیین معیارها: درآمد، مسیر رفت وآمد، امنیت شغلی، فرصت رشد و کیفیت محیط کار. جمع آوری اطلاعات: مطالعه در رابطه با شرکت، شرح وظایف، ساعات کاری و شرایط استخدام. مقایسه گزینه ها: ماندن در شغل فعلی، پذیرفتن پیشنهاد جدید یا ادامه جست وجو برای گزینه ای دیگر. بررسی نتایج بلندمدت: تأثیر تصمیم بر درآمد، سلامت، زمان آزاد و مسیر پیشرفت شغلی. بررسی سوگیری ها: آیا فرد فقط به علت حقوق بالاتر، سایر اطلاعات را نادیده گرفته است؟
در چنین شرایطی، تصمیم غائی نباید فقط برمبنای یک معیار گرفته شود؛ بلکه مجموعه ای از عوامل در رابطه با هدف و شرایط فرد باید درنظر گرفته شود.
چه زمانی باید از دیگران کمک بگیریم؟
مشورت گرفتن نشانه ناتوانی در تصمیم گیری نیست. در تصمیم هایی که تخصصی، پرریسک یا پیچیده هستند، استفاده از نظر فرد آگاه می تواند کیفیت اطلاعات را افزایش دهد.
با این حال، مشورت نباید به واگذاری کامل تصمیم تبدیل گردد. بهتر است از دیگران برای پیدا کردن اطلاعات، دیدگاه های متفاوت و نقاط کور کمک بگیریم و انتخاب غائی را باتوجه به شرایط، ارزش ها و مسئولیت خود انجام دهیم.
همچنین باید میان «نظر شخصی» و «شواهد معتبر» تفاوت گذاشت. تجربه دیگران می تواند مفید باشد، اما لزوماً برای شرایط ما پاسخ قطعی ایجاد نمی کند.
تصمیم درست همیشه نتیجه درست نمی دهد
یکی از مهم ترین نکات در تصمیم گیری این است که کیفیت تصمیم را نباید فقط با نتیجه غائی سنجید.
ممکن است فردی باتوجه به اطلاعات موجود، تصمیمی بطورکامل منطقی بگیرد، اما یک اتفاق پیشبینی نشده موجب شود نتیجه مطلوب به دست نیاید. برعکس، امکان دارد یک انتخاب ضعیف به صورت تصادفی نتیجه خوبی داشته باشد.
برای یادگیری بهتر، پس از هر تصمیم از خود بپرسید:
هنگام انتخاب چه اطلاعاتی داشتم؟ چه فرض هایی را پذیرفته بودم؟ چه چیزی را ندیدم؟ کدام بخش تصمیم قابل اصلاح بود؟ دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام خواهم داد؟
این نگاه کمک می نماید تجربه را به درس تبدیل نماییم، نه این که همه چیز را تنها به شانس یا توانایی نسبت دهیم.
جمع بندی؛ تصمیم خوب یعنی فکرکردن قبل از انتخاب
تصمیم گیری درست فرمولی جادویی برای بی خطاشدن همه انتخاب ها نیست. این مهارت بیشتر به مجموعه ای از عادت ها وابسته است: تعریف دقیق مسئله، مشخص کردن هدف، جمع آوری اطلاعات معتبر، مقایسه گزینه ها، بررسی پیامدها، شناخت سوگیری های ذهنی و آمادگی برای بازنگری دیدگاه.
هدف این تکنیک ها حذف کامل خطا نیست؛ بلکه کمک می نماید انتخاب ها آگاهانه تر، شفاف تر و قابل دفاع تر باشند.
یک تصمیم خوب از لحظه ای شروع می شود که به جای پرسیدن «کدام گزینه را دوست دارم؟»، از خود بپرسیم:
چه اطلاعاتی دارم، چه چیزی را نمی دانم و چه دلیلی برای انتخابم دارم؟
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب