از مانجارو تا اوزمپیک نسل تازه داروهای مدیریت وزن

از مانجارو تا اوزمپیک نسل تازه داروهای مدیریت وزن به گزارش رژیم آسان، یک پزشک و متخصص تغذیه و رژیم درمانی به خبرآنلاین می گوید: «ما در حوزه کنترل چاقی واقعا داروی اثربخش نداشتیم و این در صورتی است که برای بیماری های مختلف مثل فشار خون همیشه داروهایی بوده اند که روند بیماری را کنترل کنند. البته مکمل هایی داشتیم که اثر تقریبی در پایین آوردن وزن داشته اند، ولی داروی مشخص نداشتیم؛ اما خوشبختانه امروز رده جدیدی از داروها آمده که هم ما را از بن بست رها می کند و هم بیمار را نجات می دهد.»



مستوره نصیری، الهه جعفرزاده: در سالهای اخیر، تب لاغری و مدیریت وزن بالاتر از هر زمان دیگری به دغدغه ای اجتماعی و فردی بدل شده است؛ از رسانه های اجتماعی گرفته تا صنعت مد و حتی بازار دارو، همه و همه در تشکیل این موج نقش دارند. در چنین فضایی، گفتگو با متخصصان تغذیه اهمیت دوچندان پیدا می کند؛ چونکه آنان نه تنها با دانش علمی خود، بلکه با تجربه بالینی شان می توانند مرز میان حقیقت و توهم را روشن کنند.

دکتر محمدحسن ابوالحسنی، پزشک و متخصص تغذیه و رژیم درمانی، در کافه خبر خبرآنلاین، از چالش های رایج بیماران، داروهای نوین کاهش وزن و هزینه های درمان سخن می گوید.

او خاطرنشان می کند: «تقاضای کاهش وزن همواره بوده؛ شاید این تقاضا از جانب آقایان در ۱۰ سال گذشته بالا آمده باشد اما برای خانم ها تقاضا همیشه بالا بوده است. حداقل در صد سال گذشته، همواره ظاهر بدن افراد برایشان مهم بوده است. چرا می گویم صد سال اخیر؟ چون وقتی به تصاویر دوره قاجار نگاه می نماییم می بینیم که مهم نبوده یا اصلا در آن دوره شاید وزن بالا اهمیت داشته است. یا مثلا قبل تر گفته می شد کودک تپل تغذیه بهتری دارد و سالم تر است. یا در قومیت های خاص وزن بالا حتی الان هم اهمیت دارد.

به هر جهت، تب مدیریت وزن همیشه بوده و امروزه هم هست. جا دارد بگویم که این مساله اگر از حدی جلوتر برود خود «حساسیت به صورت بدن و وزن» می تواند منجربه بیماری روانی شود.»

مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید:

b>آقای دکتر بدترین سوالی که می شود از یک متخصص تغذیه پرسید، چیست؟

من معمولا عصبانی نمی شوم مگر زمانیکه بیمار یا مخاطبی که در زمینه علمی من عام است اطلاعات غلط خودش را می آورد و می خواهد آنرا به من القا کند. شاید فضای مجازی سبب شده که مخاطب ما زیادتر از قبل در معرض اطلاعات غلط باشند.

محورهای این اطلاعات غلط کدامند؟ و مخاطب چطور می خواهد آنرا به شما القا کند؟

تخصص من در حوزه تغذیه است ولی در کل حوزه علوم با این مشکل مواجه هستیم. در مجموع در کل حوزه پزشکی با این معضل مواجه هستیم. یک خاطره می گویم. من سال ۷۷ دانش آموخته و وارد طرح شدم. در آن زمان کار مدیریتی می کردم و چون طبابت دوست داشتم هفته ای یکروز در حاشیه تهران د کار طبابت می کردم. تازه دانش آموخته شده بودم و بر کتاب مسلط بودم. در این فصل سرماخوردگی مریض می آمد و تقاضای آنتی بیوتیک می کرد. می گفتم بیماری تو ویروسی است و نیاز به آنتی بیوتیک ندارد. همین جا مشکل بود. وقتی بیمار را بدون دارو یا با داروی کم روانه می کردیم کیسه دارویش را می آورد و می اظهار داشت: «همین؟». عادت به مصرف داروی زیاد کرده بودند. درباره ی فرق ویروس و باکتری می گفتم و این که آنتی بیوتیک اثری بر ویروس ندارد. می گفتند خیلی خب ننویس، می روم فلان جا و دکتر دیگری برایم می نویسد.

گاهی بیمار پزشک را کانالیزه می کند. شما پس از چندین بار مواجهه دیگر خسته می شوید و مخصوصاً اگر روزی شما وابسته به این درمانگری باشد خیلی سخت می شود. این مساله شاید امروز رقیق تر شده باشد ولی همچنان در ابعاد دیگری با آن مواجهیم. امروزه با این اطلاعات در حوزه تخصص خودمان هستیم؛ شامل خوردنی ها - یعنی رژیم و داروها. بسیار مواجه با اطلاعات غلط هستیم و خارج کردن بیمار از فضای این اطلاعات غلط خیلی دشوار می باشد.

اگر کسی به مطب شما بیاید و بگوید به من یک چاره فوری برای لاغری بدهید، شما را عصبانی نمی کند؟

یقیناً همچنین است. بیماری دارم که از سال ۹۶ خودش و پدر و فرزندش به من رجوع می کردند. یکروز خواهر این خانواده آمد و گفت من یک چاره فوری می خواهم، تا شب ژانویه می خواهم شش کیلو وزنم کمتر از این باشد. تلاش کردم بگویم که چاره فوری نداریم، اما گاهی بیمار می گوید و بر آن اصرار می کند. یا گاهی بیمار می آید و می گوید فلان تاریخ مراسمی دعوتم و می خواهم در عرض یک ماه لاغر شوم. چندی قبل مراجعی با وزن ۱۱۴ کیلو داشتم که می گفت "آخر مهر ماه عروسی من است و کت شلوارم را روی وزن ۱۰۰ کیلو دوخته ام" و سه هفته مانده بود تا آخر مهر! خب من باید چه کنم؟

شما در این مواقع چه می کنید؟

توضیح می دهم؛ تا اطلاعات او را با خودم همسنگ کنم. گاهی این خواسته ها از ناآگاهی است. اگر مخاطب را با خودمان هم سنگ نماییم نگاهش بهتر و متعادل تر می شود. البته با داروهای جدید می شود تا حد خوبی با سرعت زیاد وزن بیمار را کم کرد و سریع تر و امن تر به نقطه مطلوب رسید.

همه نوآوری هایی که بشر تا امروز با آن روبه رو شده، در عین این که ریسک هایی داشته، راهگشا هم بوده ؛ آیا داروهای جدید هم به عنوان یک نوآوری واقعا راهگشای معضل چاقی هستند؟

سوال خوبی است. بله راهگشا هستند. من تعبیری دارم؛ بیمار در زمینه مدیریت وزن وقتی متوقف می شود، خیلی به او سخت می گذرد. به من پزشک هم خیلی سخت می گذرد. داروهای جدید ما را هم از بن بست خارج کرده است. در حوزه های مختلف سلامت داروهای مختلف داریم. مثلا برای پرفشاری خون می شود ده ها دارو نام برد که الان در مارکت هست و موثر است. اما در حوزه چاقی ما واقعا دارو نداشتیم. مکمل هایی داشتیم که اثر تقریبی در کاهش وزن داشته اند. اما امروز گروه های جدید دارویی که آمده ما و بیمار را نجات داده است.

رده های جدید شامل کدام داروها هستند؟

مانجارو اوزمپیک؛ مواردی هستند که برای عموم شناخته شده اند. اجازه دهید جای این که از این کلمات خاص استفاده کنم مولکول های این ها را نام ببرم. مولکول مانجارو تریزپاتاید است که یک مولکول است که ۸ تا ۹ سال قبل کشف شده و داستان کشفش جالب است. نسل قبلی آن مولکولی به نام سماگلوتاید و نسل های قبلی هم داروهای بودند که برای درمان و مدیریت دیابت استفاده می شده و بعد بر طبق اتفاقی فهمیده اند که بر وزن هم تاثیر می گذارند و امروزه بالاتر از مدیریت دیابت، برای مدیریت وزن از آنها استفاده می نماییم. خوشبختانه سیر داروها طوری بوده که امروز دارد کار می کند. در مورد بقیه بیماری ها از گذشته داروهای متنوع و موثری بوده و هست. در حوزه چاقی داروی موثر امن بسیار کم داشتیم. یا موثر نبوده یا ناامن بوده است.

هزینه آغاز درمان چاقی با این داروها چقدر است؟

هزینه هر تزریق برای یک دوز پایه که در تریزپاتاید ۲/۵ میلی گرم ماده دارویی است، الان در بازار سلامت ایران، خارجی میانگین بین ۴ تا ۶ میلیون است. شرکتهای معتبر ایرانی وارد عمل شده اند و تولید داخل کرده اند و هزینه آنها خیلی کمتر است. برای ۲/۵ میلی گرم ماده تریزپاتاید داخلی حدودا حدود ۲ تا ۲/۵ میلیون باید هزینه کند. در مورد سماگلوتاید هزینه درمان یک ماهش الان ماهانه حدود ۱/۵ میلیون تومان برای دوز پایه است. همین مولکول ورژن جدیدش اوزمپیک است که تولید داخل ندارد و میانگین هزینه تزریقش بین ۲ تا ۴ میلیون است. این ها با هم قابل مقایسه از نظر تخصصی نیستند. ولی هزینه بیمار برای آغاز به این صورت است.

پس در واقع لاغری بوسیله این داروها خیلی هزینه بر است.

هزینه بر بودن یک امر نسبی است. اگر فرد بخواهد ۳۰ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشد، باید بداند دارو یک ابزار است؛ یعنی مصرف دارو یا حتی جراحی بدون رعایت رژیم غذایی و تغییر رفتار فایده ندارد. نکته دیگر ماندگاری این تغییر است؛ اگر تغییر رفتار، ماندگار نباشد، اساسا نتیجه معکوس خواهد بود.

آیا نمونه های تقلّبی یا تاریخ مصرف گذشته این داروها را در کشور داشته ایم؟

در مورد تاریخ مصرف، چون این داروها جدید هستند، نه؛ خیلی بعید است که نمونه های تاریخ گذشته وارد کشور شوند. گردش این داروها به قدری زیاد است که بعید می دانم تاریخ مصرفشان بگذرد. اما در مورد داروی جعلی، باید گفت تشخیص تقلّبی بودن این داروها تخصص مراجع ذیصلاح است و در تخصص من نیست. ولی احتمال وجود این موارد یقیناً صفر نیست.

شما چند سال است که در حوزه تغذیه و رژیم درمانی کار می کنید؟

من از سال ۸۷ PhD را آغاز کردم و از سال ۹۰، یعنی حدودا ۱۴ سال، دراین خصوص کار می کنم.

آقای دکتر این علاقه به لاغری در همین ۱۴ سال فعالیت شما بیشتر شده یا همیشه بوده است؟

همیشه بوده. اگر امروز را با ۱۰ سال قبل مقایسه کنم، شاید این تقاضا برای آقایان در این یک دهه بیشتر شده باشد، اما برای خانم ها تقاضا همیشه بالا بوده است.

دست کم در صد سال گذشته، همواره ظاهر بدن افراد برایشان مهم بوده است. چرا می گویم صد سال گذشته؟ چون وقتی به تصاویر دوره قاجار نگاه می نماییم می بینیم که مهم نبوده یا اصلا در آن دوره شاید وزن بالا اهمیت داشته است.

در مثال دیگر، قبل تر گفته می شد کودک تپل تغذیه بهتری دارد و سالم تر است. یا در قومیت های خاص وزن بالا حتی امروزه هم اهمیت دارد؛ بطور نمونه، در نسل های قدیمی تر اقوام آذری یا لر، وزن بالا مطلوب است.

به هر جهت، تب مدیریت وزن همیشه بوده و امروزه هم هست. جا دارد بگویم که این مساله اگر از حدی جلوتر برود، خود «حساسیت به صورت بدن و وزن» می تواند منجربه بیماری روانی شود. در ادبیات پزشکی به این وضعیتBody Disformic Syndrome می گوییم؛ یعنی احساس بدشکلی بدن که طبقه بندی شده است.

این مساله چقدر از بیرون و الگوهای کلیشه ای به فرد القا می شود؟

صد درصد القا می شود. من خیلی شفاف به افرادی که حساسیت بی جا روی آن چندکیلوگرم مازادِ ناچیز دارند، می گویم که ابتدا نیاز است روان خودتان را درمان کنید.

متأسفانه این تب وتاب امروز درحال رسوخ به سنین پایین است؛ بویژه در میان دختران نوجوان. وقتی نوجوانان دارای چاقی مفرط به من رجوع می کنند، در جلسات مشاوره با والدینشان، می گویم که اصلاً نباید درباره ی فیزیک بدن کودک یا نوجوان خود در خانه حرف بزنید. صحبت های شما صرفا باید بر محور سلامت بدن باشد. در غیر این صورت، ما علاوه بر مشکل جسمی (چاقی)، با مشکل روانی هم مواجه خواهیم شد.

امروز در رسانه های اجتماعی امر تحقیر یا ایجاد شرمساری بابت چاقی یا اضافه وزن (Body shaming) را خیلی بیشتر می بینیم. شما هم در این حوزه، عنصر جنسیت و سن را مطرح کردید. این از کجا ناشی می شود؟

به نظرم بیشترین تأثیرپذیری افراد، از فضای مجازی و صنعت مد و سینماست. شرکتهای دارویی هم یقیناً بی تاثیر نیستند. تقاضای القایی (Inductive demand) همیشه جزو معضلات بازار سلامت است. بازار سلامت، رقابتی نیست و یکی از خصوصیت های بازار «نارقابتی» همین تقاضای القایی است. خصوصیت دیگر در حوزه مذکور اینست که تقارن اطلاعات بین فروشنده و خریدار وجود ندارد، چون بازار تخصصی است. به همین دلیل در این بازار شدیداً می شود تقاضای القایی ایجاد کرد.

امروز حتی می شود اظهار داشت که ما مقالات علمی سفارشی داریم؛ یعنی کمپانی داروسازی می تواند به یک گروه سفارش بدهد که مقاله ای علمی برایش تألیف و تولید نماید تا فروش کمپانی بالاتر برود. خیلی شفاف میتوان اظهار داشت که جریان سرمایه، تولید علم را هم تحت تاثیر قرار می دهد. اما نباید گرفتار اضطراب شویم.

مثلاً در مورد سیگار سال ها این مساله وجود داشت؛ تا صد سال پیش در مورد اثرات و عوارض آن صحبتی نمی شد.

چرا راه دور می روید؟ رئیس دخانیات کل کشور که از دوستان نزدیکم بود، پس از برگزاری جلسه ای درباره ی صنعت دخانیات، به من گفت ما مطالعاتی داریم که می گوید مصرف سه نخ سیگار در هفته یا ماه به افزایش سلامتی کمک می کند! البته این حرف مبتنی بر شواهد بود؛ ولی نکته اینست که برای آن تولید علم شد.

ارتباط سیگار با سرطان ریه یکی از شناخته شده ترین ارتباطات در علم پزشکی است. یعنی شفاف و روشن است. پس اساسا جریان سرمایه می تواند در کل بازار سلامت اثر داشته باشد. این هنر پزشک، مشاور و متخصص است و وجدان کاری آن ها؛ که هم زمان با به کارگیری این داروها به عنوان ابزار، روشن کنند که اصلاح رفتار بسیار اهمیت دارد.

در مورد رژیم ها صحبت کنیم؛ اخبار رژیم های غذایی ضد و نقیض است. مثلا یک برهه رژیم فستینگ باب می شود، چندی بعد درباره ی همین رژیم می گویند که صدمه زاست. رژیم های تغذیه ای گوناگون، شامل فستینگ یا کتو، چقدر تأیید می شوند؟ و کدام ها مطمئن ترند؟

خیلی سوال خوبی است. ترجیح می دهم قبلش درباره ی یک رژیم سالم بگویم. رژیم سالم مطابق منابع معتبر و به روز علم تغذیه رژیمی است که دارای دو خصوصیت باشد؛ خصوصیت نخست «کفایت» است؛ یعنی غذایی که می خوریم انرژی مورد نیاز بدن ما را تأمین کند. خصوصیت دوم یک رژیم سالم اینست که «متعادل» باشد. ما پنج گروه ماده غذایی داریم که کالری مورد نیاز بدن باید بین این ها توزیع شود. هر رژیمی این دو خصوصیت را داشت صادق است.

رژیم فستینگ می گوید فلان قدر در روز گرسنه باش و در فلان ساعت بخور. اگر این فستینگ طوری باشد که کالری مورد نیاز را تأمین کند و تنوع و تعادل داشته باشد مورد تایید علم است اگر این طور نباشد علمی نیست.

مورد دیگر رژیم کتوژنیک است؛ که کربوهیدرات و شیرینی را از برنامه غذایی حذف می کند و چربی را آزاد می گذارد. خب روشن است که با این کار، تعادل و تنوع را به هم می زنی؛ چون طبق مطالعات و شواهد به جامانده از زمان زنگ جهانی دوم، باید ۵۰ درصد انرژی مورد نیاز بدنتان را از کربوهیدارت تأمین کنید.

پس این بطور معمول رژیم علمی ای نیست؛ اما همین رژیم هم یک جاهایی سفارش می شود. مثلا با رژیم کتوژنیکِ کلاسیک میتوان بیماری صرع و فرد دارای تشنج مقاوم به درمان را با بوجودآوردن کتوز کنترل کرد. یعنی این رژیم یک رژیم درمانی است.

بسیاری از رژیم های مختلف با اسامی متنوع علمی نیستند. برخی که علمی هستند را می توانیم موقتاً استفاده نمائیم. فستینگ گاهی واقعا خوب است؛ البته بطور متناوب و منقطع. اگر دائم به سیستم بدن فست بدهیم، متابولیسم پایه یا سوخت وساز بدن پایین می آید؛ فرض بدن اینست که کالری دریافت نشده است. پس فستینگ می تواند گاهی خوب باشد ولی دائمی نه.

این جمله که «من آب می خورم چاق می شوم» چقدر درست است؟

آب کالری ندارد، بدین سبب این جمله هم بی اساس و صرفا مصطلح است. آنهایی که این جمله را می گویند، جزو دو گروه هستند: گروه اول، کسانی هستند که متابولیسم پایه را با رفتار نادرست -اعم از فستینگ های غلط و طولانی- تضعیف کرده اند و گروه دوم، افرادی که استعداد چاقی به ژنتیک آنها برمی گردد؛ یعنی بطور طبیعی و ژنتیکی دارای متابولیسم پایین هستند. اینجاست که عبارت «بخشی از چاقی ارثی است» توجیه پیدا می کند.

بهترین سفارش یا تقاضا از کسی که قصد لاغری و کاهش وزن دارد، چه می تواند باشد؟

بهترین سفارش «عزم جزم» مخاطب برای تغییر رفتار پایدار می باشد. حتی اگر فرد بخواهد در این فرآیند، دارو هم مصرف کند، لازم است که رفتارش را تغییر دهد و الگوی غذایی درستی در طولانی مدت پیش بگیرد؛ مهم می باشد که سبک زندگی متقاضی لاغری در طول ماه و سال بطور پایدار سالم باشد. قرار نیست وزن ما هر روز بالانس باشد چون اساساً میزان دریافت کالری روزانه یکسان نیست. روند ما در بلند مدت مهم می باشد.

حرف آخر اینکه در آن زمان کار مدیریتی می کردم و چون طبابت دوست داشتم هفته ای یک روز در حاشیه تهران د کار طبابت می کردم. تازه دانش آموخته شده بودم و بر کتاب مسلط بودم. نسل قبلی آن مولکولی به نام سماگلوتاید و نسل های قبلی هم داروهای بودند که برای درمان و مدیریت دیابت استفاده می شده و بعد بر طبق اتفاقی فهمیده اند که بر وزن هم تأثیر می گذارند و امروزه بیشتر از مدیریت دیابت، برای مدیریت وزن از آنها استفاده می نماییم.


منبع:

1405/04/31
19:59:16
0.0 / 5
123
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
X
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۳
پربیننده ترین ها

پربحث ترین ها

جدیدترین ها

رژیم آسان - easy Diet
easydiet.ir - حقوق مادی و معنوی سایت رژیم آسان محفوظ است

رژیم آسان

رژیم غذایی لاغری آسان

رژیم آسان، راهی برای تغییر دائمی سبک زندگی و رسیدن به سلامتی پایدار. سلامتی و تناسب اندام، آسان تر از همیشه